جلد
در کتاب فروشی محبوبم دیدمت . روی جلد یک کتاب نا آشنا .
فهمیدم متولد شدی ، نه از برای من
برای یک جهان سخن یاوه و نقدهای اروتیک دوستانه .
و
شمایلت ، مانند گرگ های ماده پا به ماهی بود که
به دنبال شکار زمستانی کلمات زوزه میکشیدند روی
جلد خالی کتاب .
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 10:19 توسط استاکر
|