نه این و نه آن
کلمه ها را در چشمهایم پنهان کرده بودم .
وقتی که همه گریستند ، من هم گریستم ، اما کلمه گریستم .
کلمه ها همه ریختند به خاک ، گم شدند در خاک ، بدون کلمه در هر کجا
بیگانه خواهم بود ، بیگانه تر از هر بیگانه .
تبعیدی اگر در خاکش نیست ، در کلمه هایش که هست . خاک را زیر و رو کردم
خاک و کلمه ها با هم آمیخته بودند ، چند مشت خاک گرفتم و گذاشتم در کوله بارم .
" عتیق رحیمی " ( ۱۳۴۲ )
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 11:21 توسط استاکر
|