ایرج.سلم و تور. پسران فریدون نام اور.

اسطورهای پلیدی و نیکی.

خوندمش. گیج بودم و گم. چی شده؟ چه اتفاقایی افتاده.این قدر گیجم که نمی دونم چی می نویسم.

فقط دلم می خواد بنویسم. عباس معروفی. بازم سیال ذهن؟ بازم چند تا روایت با هم.

شاه کاری. مثل سال بلوا.مثل پیکر فرهاد و مثل سمفونی مردگان.

موفق باشی و پر کار.

شایدم فریدون شاهنامه چهار تا پسر داشته؟

ایرج اما می دونم همیشه زندس.

استاکر.