سرشارم از نگفته ها

برای تو که فراموشم شده ای.

سرشارم از کلمات

برای گوش های نامریی تو که گم شده است در هیاهوی این شهر.

پرم از دلتنگی ، از یک قفس ، از یک مرداب.

یک هیجان نابود شده ام در میان میلیون ها هیجان بی صاحب.

یک شهر خاموشم در میان چراغ های روشن شهر.

پرم از کلمه برای تو و اینکه یک کلمه ام

در میان این همه کلمه بی فرجام.