...
سرشارم از نگفته ها
برای تو که فراموشم شده ای.
سرشارم از کلمات
برای گوش های نامریی تو که گم شده است در هیاهوی این شهر.
پرم از دلتنگی ، از یک قفس ، از یک مرداب.
یک هیجان نابود شده ام در میان میلیون ها هیجان بی صاحب.
یک شهر خاموشم در میان چراغ های روشن شهر.
پرم از کلمه برای تو و اینکه یک کلمه ام
در میان این همه کلمه بی فرجام.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 22:32 توسط استاکر
|