زیر خنده های تلخ ماه
حالا
او
تنها یک ضمیر مفرد غایب است
در شعرهایم
که زیباییش را خلق کرده ام
و نامش را
از قطار کلمات
از پنجره
بیرون انداخته ام .
حالا
کنار رود
زیر خنده های تلخ ماه
نشسته ام
که دست هایم را بشویم
از او
آه
این رودخانه
از گریه کوه های بزرگ
فراهم آمده است
و ماه
جمجمه مرد عاشقی است
که در بیابان ها
مرده است.
سید محمد ضیا قاسمی
+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر ۱۳۸۶ ساعت 19:45 توسط استاکر
|