حالا

او

تنها یک ضمیر مفرد غایب است

در شعرهایم

که زیباییش را خلق کرده ام

و نامش را

از قطار کلمات

از پنجره

بیرون انداخته ام . 

حالا

کنار رود

زیر خنده های تلخ ماه

نشسته ام

که دست هایم را بشویم

از او

آه

این رودخانه

از گریه  کوه های بزرگ

فراهم آمده است

و ماه

جمجمه مرد عاشقی است

که در بیابان ها

مرده است.

 

                                                 سید محمد ضیا قاسمی